دانشگاه آزاد اسلامی بویین زهرا

دانشجویان رشته حقوق

می دونم که از جمله ی کلیشه ای و تکراری "سال نو مبارک"
 دیگه داره حالت به هم می خوره...
پس...
ســــــــال نــــــــو مــــــبــــــــارک.
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو
 

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت»

دانشگاه آزاد است!

همان جا که سخاوت اولین حرف الفبا هست!

و نرخ علم آموزی به نرخ خون بابا هست!

نفس ها نرم!سرها گرم!

حیا خواب و در دیزی ما باز است!

کبوتر….بی کبوتر

از با باز است!

مدیر من جوانمرد من ای فردین تر از فردین

بیا پهلوی من بنشین!

اتاق درس ما بس ناجوانمردانه تنگ است ..آی!

«دمت گرم وسرت خوش باد!»

سلامم را تو پاسخ گوی و درب بسته بخت مرا بگشای! 

منم من خواهر مردم!

منم من دختری مبهوت و سردرگم!

منم آواره از کرمان و رشت و بهبهان و قم! 

 

نه خر پولم نه خر زورم!

همان معمور(!)معذورم!

بیا گز کن زبانم را نترس از نیش زنبورم! 

مدیرا ساقی جیبت تمام هیکلش از قرض می ترسد

و تا هفتاد و هف پشتش ز اسم درس می لرزد!

مدیر مالی! ای آقا

سراغت آمدم تا وام بستانم

که شاید مدرک ریم دام دارام دام دام

بستانم!

چه می گویی چک و سفته….؟!

فریبت می دهد

اینها که می بینی

لباس دختر دخترعموی مادر همسایه مان حاجی قلی خان است!

و این سرخی دستم یادگاری از یخ حوض "زمستان" است!  

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت»

هوا دلگیر،شکم ها سیر، دل ها شیر

پدرها پیر!

وجمعی همچنان با قیمت فردای کشک آلود خود درگیر!

صدایی گر شنیدی می رسد از دور

یقیناً وز وز باد است!

دانشگاه آزاد است

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو

همان طور که میدانید ازدواج بر 3 نوع است … ازدواج موقت ازدواج دائم ازدواج دانشجویی

در این نوشتار میخواهیم راههای یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم

ازدواج دانشجویی از 3 کلمه ازدواج +دانشجو +یی تشکیل شده است. در لغت نامه این کلمه اینگونه تفسیر شده است :

ازدواج : 2تا شدن قاطی مرغها رفتن از دست رفتن از پا افتادن کاری است خوب که شما ها خیلی آن را دوست میدارید

دانشجو : نام چیزی است که این روزها همه هستند بلا تشبیه به موبال که این روزها همه دارند شما چطور (سرمنده از دستم در رفت) علاف را گویند از نوع با کلاسش

یی : معنی این کلمه هنوز کشف نشده است.

اولین و آسانترین راه ازدواج دانشجویی مایه دار بودن است اگر خودتان مایه دار نیستید لا اقل پدرتان مایه دار باشد اصولا اگه مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این متن را بخوانید در این موارد بهتر است اولا مزدوج شوید بعد برید دانشجو شوید و ازدواج دانشجویی کنید.مطابق میل دوششیزه خانم باشد تا بتوانید مدرکی که میخواهید بگیرید (بخرید ) و اگه هم مایه دار نیستید خب چب کارتون کنم بشینید صب تا شب درس بخونید تا کنکور قبول بشید و نمونه یک انسان موفق بشید تا به شما هم بگویند چه پیامی برای هم سن و سالهای خود داری؟!!

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این امور فوق برنامه و غیر درسی داشته باشید!!!!

قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمیشود … قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به جوان ناکام تبدیل خواهد نمود.

بله همکارانم به من اعلام کردند که همین الان کلنگ احداث 6 دانگاه آزاد دیگر به زمین خورد تا شما جوانان عزیز راحتتر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج ترقی را 2تا یکی بالا بدوید(تو هیمن فاصله به من اعلام کردند که این تعداد به 12 تا افزایش پیدا کرد.)

در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمیند باشید که بیشتر ظرفیت ان را جنس مخالفتان تشکیل میدهد درغیر این صورت (مثلا نسبت 99 به 1 ضریب با اطمینان بالایی را به وجود می آورد ) در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن های علمی و کانونها و تشکل ها و هلال احمر و گروه سرود شما را به سر منزل مقصود خواهد رساند.

اگر دخترید سعی کنید جزوه هایتان را خوش خط و خوانا و کامل بنویسید و اگر هم پسرید اصلا نمیخواهد جزوه بنویسید چون همانطور که میدانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد مردم چی میگن مثل خواستگاری یک دختر از یک پسر که میدونید عرف نیست!!!!

نکته امتحانی : خدا پدر مادر گوتنبرگ را بیامرزد.

اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای ایجاد آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید برید جلو با شهامت حرفتون رو بزنید و خجالت نکشید.

پسر : سلام خانم ببخشید میشه با من ازدواج کنید؟ بووووووومب (صدای کوبیده شدن کیف دستی خانم در ملاج آقا پسر )

کات آقا کات !!!! پسره اوشکول گفتم آشنایی… نگفتم زرت بری بگی ازدواج … ببخشید جناب کارگردان خب میگفتید…

بله میگفتم که بلوتوث خود را همیشه سر کلاش روشن نگه دارید

سر جلسه امتحان از هر گونه کمک فکری به غیر همجنسان خود دریغ نکنید البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر این صورت بنده هیچ مسئولیتی را بر عهده نمیگیرم.

فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه آن هم به سبک سنتی به شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های دانشجویی خواهد داد.

به هر حال اگر از آن دسته دانشجوهایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید به شما تسلیت گفته و اگه هنوز مجردید برید زود ازواج کنید که دیر میشه ها…….

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو

موضوع انشاء: حیوان دوستی نزد ایرانیان است و بس!!!

بازم من داشتم تو اتو آشغالا میگشتم بر خوردم به دفتر انشام دیدم یه صفه اش بازه زود اومدم اونو اینجا نوشتم

یادمه وقتی این انشا رو تو کلاس خوندم خانوم معلم همچی زد تو کله ام که از اون روز به بعد بچه ها بهم میگفتن بنگی 4 کله.... من که نفمیدم معلمه چرا زد شما بخونید شاید فهمیدید.(الکی)

به نام خدا 

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور.بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خون عمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی‌ زن دایی, بابایمان هم گفت; برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به  مردم؟ ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما که همش گربه و کوسه نشون میداد، حالا هم که یا اون مارمولک‌ها رو نشون میده یا این بوزینه رو که عین اسب واسه ملت خالی‌ می‌بنده. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ میگفت.!فامیلهای ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ میگفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمیگفت الله اکبر بریدند و
 
اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سر ما را نبرد.ما نتیجه میگیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آنها را به دیوار بچسبانیم و به آنها مهرورزی کنیم و نمیدانیم اگر در ایران به دنیا نیامد بودیم چه غلطی باید میکردیم
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو

ترم اول(ترم جوگیریدگی

الو سلام ماماني.منم هوشنگ.واي ماماني نمي دوني چقدر اينجا خوبه
 
 دانشگاه فضاي خيلي نازيه.واي خدا خوابگاه رو بگو.وقتي فکر مي کنم امشب
 
 روي تختي مي خوابم که قبل از من يه عالمه از نخبه ها و دانشمنداي اين
 
 مملکت توش خوابيدن - و جرقه اکتشافات علمي از همين مکان به سرشون زده
 
 تنم مور مور ميشه..راستي اينجا تو خوابگاه يه بوي مخصوصي مياد که شبيه
 
 بوي خونه اصغر شيره اي همسايه بغليمونه.دانشجوهاي سال هاي بالات
 
 ميگن اين بوي علم و دانشه! لامسب اينقدر بوي علم و دانش توي فضا
 
Over Dose شديده که آدم مدهوش ميشه!!! پريشب یکی از بچه ها به خاطر
 
 !!! از دانش رفت بخش مسمويت بيمارستان

:(ترم 2(ترم عاشق شدگی

(آه اي مريم.اي عشق من.همه زندگي من.مي خواهم درختي

 شوم و بر بالاي سرت سايه بيفکنم تا بر شاخسار من نغمه

 سرايي کني.ميخواهمت با تمام وجود عزيزم.همه پول و سرمايه

 من متعلق به توست.بدون تو اين دنيا رو نمي خوام.کي ميشه اين

درس من تموم شه تا بيام بات ازدواج کنم...امروز يک ساعت پشت

 پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زيبايت را که همچون

 پروانه اي در کلاس ميدرخشيدي تماشا مي کردم


:(ترم 3(ترم افسردگي

الو مامان سلام.مريم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون
 
 افسرده شدم اولين عشقم بود دارم ميميرم از غصه
 
اي خدا بيا منو بکش راحتم کن.مامان من اين زندگي رو نمي خوام

:(ترم 4(ترم زرنگ شدگي
الو سلام مهشيد جون خوبي عزيزم؟منم پژمان!

کجايي نفس؟ نيستي؟دلم تنگ شده واست گنجشک

 کوچولوي من.بيا ببينمت قربونت برم...مهشيد جون

 من پشت خطي دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ ميزنم.......
الو به به سلام چطوري ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم

صحبت مي کردم.. پيرزن دلش تنگ شده واسم!

جوجوي من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم يه ذره شده واست.

باشه عزيزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گي

الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط ميشم

.2 نمره بم بده.به خدا ديشب بابابم سکته کرد . مرد.

 مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو

 آي سي يو بستريه. منم ضربه روحي خوردم دچار

 فراموشي شدم اصلاً شما رو هم يادم نمياد ....قول ميدم جبران کنم....

:(ترم 6(ترم ولخرجيدگي


الو مامان من خونه مي خوام ! راستي اون 50 تومني

 که 3 روز پيش فرستادي تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

:(ترم7 (ترم پاتوقيده گي

سلام داش مصي! حاجي دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون

پنير شيرازياي رديف بيار که مهمون دارم. 3 صوت هم آيس بيار

 مي خوايم فضا پيمايي کنيم.نوکرتم.آقايي

:(ترم8 (ترم فارغ التحصيلگي

الو سلام خانم.واسه اين آگهي که توي روزنامه

...داديد تماس گرفتم.فرموده بوديد آبدارچي با مدرک ليسانس و روابط عمومي بالا

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو
چرا همه‌ي ما به دانشگاه آزاد عشق مي ورزيم؟

 الف. چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بي‌سواد مانده و در نتيجه معتاد مي‌شديم.

ب. چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل مي‌شدند.

ج. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوي موفق مديريت

محروم شده و جامعه دچار بحران مديريت مي‌شد.

 د. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زيادي از وسايل آرايشي و لباسهاي

 کوتاه و تنگ روي دست فروشنده هاي آنها باقي مي ماند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 اسفند1388 توسط مثلا دانشجو
  • ندای معلم
  • قالب بلاگفا